در پست قبلی چند خط از کتاب "یک هفته در فرودگاه " رو نوشتم و در این پست این مسیر رو ادامه میدم.


در ص 55 اینطور می خوانیم :

" در رفتن هر هواپیمایی به جایگاه مخصوصش ، رقصی طراحی شده می دیدی.

راهرو مسافران جلو می آمد و دهان لاستیکی اش را در بوسه ای مردد به در جلو چپ می چسباند"


منظور الن دوباتن  از بوسه مردد چیزی است شبیه به تصویر زیر :


در ص 84 آلن دو باتن صحنه ای را توصیف میکند که به نظر من زیبا ترین بخش کتاب بود . توصیفی در مورد زوجی  عاشق یکدیگر که در حال خداحافظی از یکدیگر در فرودگاه هستند و زمان وداع .توصیفاتش را می نویسد و در جایی به رشک اطرافیان اشاره می کند :

"شاید آماده بودیم ابراز همدردی کنیم اما در واقع دلایل قوی تری دارد . اینکه میخواهیم به او به خاطر داشتن چنین انگیزه نیرومندی برای غمگین شدن تبریک بگوییم. باید به او رشک می بردیم که کسی را یافته که چنین قاطعانه احساس می کند بدون او در آن سوی گیت مطلقا نمی تواند زنده بماند چه رسد به اینکه در یک اتاق دانشجویی خالی در حومه ریو سر کند."