امروز با وبلاگ سینا آل احمد آشنا شدم و از این بابت خوشحالم. اگه به وبلاگش سر زده باشید متوجه خواهید شد که صد پست رو پی در پی در صد روز بی وقفه نوشته.  دوست دارم خودم رو به این چالش بکشم و به مدت یکصد و یک روز هر روز وبلاگم رو بروز کنم. 
خب این اولین نوشته :
پیش نوشت
 1: در این پست یه قسمت کوتاه از این کتاب رو نوشته بودم و حالا  چند روزیه کتاب رو تموم کردم  و دوست دارم اینجا  خلاصه ای از این کتاب رو بنویسم. 
 2 : من نسخه الکترونیکی کتاب رو  از نرم افزار فیدیبو خوندم   که قابلیت های خوبی داره.
3 : نوشته هایی که bold ‌شده اند از  متن کتاب بوده و در غیر اینصورت نوشته های من هستند.


خب این تصویری از سرشناسه کتاب :


ص 36 : 
"در پس هر پرواز موفقی تلاش های هماهنگ صدها روح پنهان است ، از سازندگان کیف های لوازم آرایشی و بهداشتی تا مهندسین هانی ول (Honeywell) که مسئول نصب رادارهای تشخیص تغییرات سرعت و جهت باد و سیستم های ضد تصادم هستند."

شاید از این جهت این قسمت به زعم من جالب بوده که خودم در صنعت هواپیمایی مشغول هستم. و شاید  عنوان این کتاب(یک هفته در فرودگاه) هم در انتخاب این کتاب بی تاثیر نبوده .

ص 47:
"ظاهرا این دیدار کنندگان هوابرد با سوت مهاجم موتورهایشان ، این صبح رام انگلیسی را به خاطر خواب آلودگی اش سرزنش میکنند.درست مثل مامور تحویل چیزی که زنگ در خانه ای هنوز خواب آلوده را زیادی ، مصرانه و انتقام جویانه فشار می دهد."

آلن دوباتن زیبا  می نویسد و آنگاه که تو می توانی فضایی در ذهن خودت متناسب با جملاتی که از او می خوانی ، ترسیم کنی ، این زیبایی ملموس تر می شود. در  خواندن همین پاراگراف بالا  میتوان یک تصویر روشن از مامور تحویلی را تجسم نمود و اصرارش بر تحویل کالای مورد نظر را دید و شاید شما هم مثل من لبخندی بر لبانتان جاری شود. از آن جهت که  ممکن است گاهی خود شما هم مصرانه و انتقام جویانه کاری را انجام داده باشید.  زنگ دری را فشار داده باشید. دری را محکم بسته باشید یا گوشی تلفن را محکم سر جایش گذاشته باشید.