گاهی اوقات که کتاب غیر تخصصی میخونم لذت می برم.

ممکن است به دست دوم فروشی بروم و احتمالا کتاب های جالبی پیدا کنم. اما دوست دارم در این مسیر هدف لذت بخش بودن را فراموش نکنم. ممکن است به کتاب خانه های عمومی بروم و در لابلای راهروهای کتابخانه قدم بزنم و لذت ببرم و گاهی کتابی را به طور تصادفی انتخاب کنم.

زمانی که به درون راهروی کتابخانه می روم الزاما با هدف انتخاب کتابی خاص نمیروم. گاهی این راهرو شبیه با تماشاخانه ای ایست  که بازیگران آنها کتابها هستند و ممکن است حضور در این تماشاخانه به دیدن و همصحبتی با بازیگری منجر شود که مسیر من را عوض کند . هر اتفاقی محتمل است. 

ممکن است شاد شوم یا غمگین  و ممکن است نویسنده شوم یا شاعر  و هر احتمال دیگری وجود دارد.

انسان های زیادی بر روی کره زمین آمده اند و رفته اند و برخی از آنها  اثری از خود به جا گذاشته اند . برخی فرزند و عمارت های بلند و نام و برخی سرای زرنگار .  برخی فیلم و برخی کتاب . برخی هم بود و نبودنشان فرقی نداشته. 

اما به نظر میرسد میراثی از آن جنس که بتواند عقاید و زیبایی‌ها  را حفظ نماید و برای آیندگان به تصویر بکشد با ارزش تر بوده و  در جدول کارهای روزانه در جایگاه بالاتری قرار میگیرد.