یادم می آید  حدود شش سال پیش که دو جلد از کتاب کلیدر را خواندم  ، آنچنان حظی بردم  که  دوست داشتم بنویسم. شوقی در من پدیدار گشته بود  اما به ذلیل حجم بالای آن (ده جلد ) از ادامه دادن آن انصراف دادم

 و این روز های مطلبی خواندم در مورد تاثیرات کتاب  خوب که مصداق  همین تجربه من بود .

آنجا گفته بود:(نقل به مضمون)
کتابی خوب است که حس خوب درون شما ایجاد کند. و رها کردنش دشوار باشد.
 
پس از خواندن کلیدر محمود دولت آبادی ،  حتی در زمان هایی هم که کتاب نمیخواندم به ان فکر میکردم و تجربه بی نظیری برایم بود. آنجا که برای اولین بار عبارت "پرواز پندار" را شنیدم  ، تا به حال همین دو کلمه ساعت ها من را با خود مشغول کرده اند .  تکرارش کرده ام. زمزمه اش کرده ام. با خودم واگویه کردمش و حتی تنهایی های من را نیز پر کرده است. 

این دو کلمه فقط دو کلمه نیست. اقلیمی است که تو میتوانی در آن رها و فارق از فراز و نشیب های و بدور از انبوه قیل و قال این روزهای دنیا با آن بازی کنی .

با آن پرواز کنی . رویایت را با این دو کلمه پیوند دهی و سرگرم شوی .

حال دوباره میخواهم تجدید نظر کنم.