خواب و بیداری
گفته بود وقتی خواب هستیم ، تنها یک خدا بر تن ما حاکم است. امشب یاد این حرفش افتادم.
به راستی که در بیداری دو خدا ، دو پروردگار بر تن ما حاکم است.

خدای شب و روز.
آنکه پیوستگی قلب را تضمین می کند و  نیز بالا و پایین رفتن سینه هایمان را و نیز  ضمانت پیوستگی تلاش پیگیر عصب ها و گلبول ها در رساندن چیزی از جایی به جای دیگر. 
خدایی که مدام چشمش به دما سنج تن ماست. 
که اگر گرم اش شود ، شیر های خروجی موضعی است که در محل هایی تعبیه گردیده اند و اگر سردش شود فرمان لرزش( vibration ) ریزی را صادر می کند و به سرعت چند تن از سربازان عصب را مامور می کند که پیغامی را به بالا ترین طبقه برسانند و بگویند که
سرد شده است و باید کاری کرد.

و  دیگری خدای روزانه 
  خدایی که همان اختیار ماست و گاهی هم با خدای شب و روز سر ناسازگاری بر میدارد .
 این خدا تنها در هنگام بیداری فرمان میراند و شب هنگام میدان تصمیم گیری را به خدای شب و روز می سپارد.