شنبه:

تصویر در پیام اختصاصی:



امروز پستی از وبلاگ طاهره خبازی خوندم که در مورد زمان بود و باعث شد از ساعت 17 تا 20 بی خیال کنترل و مدیریت زمان بشم.

تنها منفعتی که داشت این بود که خواب راحتی داشتم و هیچ نگرانی در مورد گذشت زمان نداشتم .

نمیدونم ، از طرفی خوب بود آرامش داشتم و از طرفی هم زمان زیادی رو به نظر میاد که از دست دادم.

تصمیم گرفتم بیام اینجا تو وبلاگ بنویسم تا شابد بتونم راه حلی براش پیدا کنم.

 اینکه من وسواس کنترل زمان رو دارم و چند وقتیه که هر کاری رو می خوام شروع کنم ، باید یک کاغذ کنارم باشه و زمان شروع اون کار رو بنویسم تا بتونم با آرامش بیشتری اون کار رو انجام بدم. احتمالا بیشتر در مورد این موضوع خواهم نوشت.


متمم:

 شنبه سراغ متمم نرفتم .

 در وقت کار اداری که سرم شلوغ بود و بعد از ظهر هم که به تاثیر از خستگی صبح و پست طاهره خبازی ، گرفتم خوابیدم و شب هم که با دعوت دوستی که شب اخری بود که پیش ما بود، بیرون رفتیم و90 دقیقه زمان مفیدی که معمولا صرف مطالعه متمم یا بحث حرفه ای گری می شد ، به شکل دیگه ای صرف کردم.

زندگی جمعی است. گاهی شرایطی پیش می آید که دوست نداری . البته بار ها مزیت هایی را در همین جمع دیده ام. خودم را پیدا کرده ام . مصداق حرف محمدرصا که می گفت زندگی فردی در جمع ممکن است . اینکه تو در جمع باشی و بتوانی روش خودت را زندگی کنی مهم است. وگر نه هر فردی در سلول انفرادی خود می توان هر چیزی باشد.

شاید این موضوع امشب و بیان آن در وبلاگ تلنگری باشد که  تمرین کنم از این به بعد راه و سبک  سیاق فردی ام را در جمع حفظ کنم.

خوشحالم که وبلاگ نویسی این موضوع را به من یادآوری کرد.

یکشنبه : 

متمم نخواندم  به دلیل اینکه اولویت اولم طراحی پاورپوینت ای بود که به محل کار قول داده بودم در خانه انجام دهم 

دوشنبه:

فایل صوتی در باره تصمیم گیری

در مورد وبلاگ نویسی:

حدود یک هفته ای می شود که به این نتیجه رسیده ام که  سطح نوشته هایم در آن حدی نیست که خودم انتظار دارم و احساس نیاز به مطالعه بیش از پیش  زبانه می کشد. امیدوارم تا اخر این هفته به سامان برسد.

ورد پرس :

ابن حرکت جزء خرده مهارت های زندگی ام است(هر چند هدف مبهمی دارم و باید آن را روشن تر کنم و مسیر مشابه یادگیری برنامه نویسی را که قبلا تجربه کردم  دوباره تکرار نشود)

حرفه ای گری :

این موضوع در ذهنم در حال جا افتادن است و هر روز در انتخاب هایم بیشتر از دبروز تاثیر می گذارد .

هر روز که از میان انبوه فعالیت های در دسترس می خواهم یکی را  انتخاب کنم ، با نیم نگاهی که به بحث حرفه ای گری دارم ، انتخاب هایم را قاطعانه تر انجام می دهم و اما بحث شفافیت هدف  موردی است که دوست دارم بیشتر شود. هدف هایی دارم . دوست دارم این هدف ها به هدف تبدیل شوند. حدس هایی در مورد آن می زنم . دوست دارم این حدس ها به گمان و سپس به یقین تبدیل شود.در زمینه هایی کار میکنم. دوست دارم در یک زمینه و با یک هدف کار کنم. کارم را دوست دارم. دوست دارم عاشق کارم باشم.

با کارهایم شاد می شوم. دوست دارم دیوانه وار کار کنم.

ورزش:

دوشنبه : 15 تا 17 استخر دانشکده

یک شب دیگر هم در حیاط خوابگاه دویدم. 


پنج شنبه گرد هم آیی متممی ها بود. 

جمعه سرگشته گی گرد هم آیی دیروز. 

هفته ای رضایت بخش بود.