۴ مطلب با موضوع «حافظ خوانی» ثبت شده است

غزل شماره 5 حافظ- دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را

در پایان یک روز خسته کننده و پس از ساعت ها رانندگی حال آمده و ام و انگشت بر کیبورد لبتاب می سایم تا این خطوط را بنویسم
بیت سوم سوم این غزل ارزش بازنویسی دارد:
ده روز مهر گردون افسانه است و افسون

 نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
که چه خوب میبود اگر همواره مفهوم این بیت را در زندگی مد نظر می داشتیم و هنگام تصمیم گیری های روزانه خود به این مورد توجه می کردیم که ده روز مهر گردون افسانه است و افسون.

و  در بیت های بعدی این غزل چنین میخوانیم :


آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا

که آنان که آسایش دو گیتی را بخواهند به توصیه حافظ باد با دوست و دشمن مروت و مدارا داشته باشند .
و توصیه زیبای دیگری که حافظ امشب برایمان دارد بدین شرح است که :


هنگام تنگ دشتی در عیش کوش و مستی
کاین کیمیای هستی ،  قارون کند گدا را 


که ای کاش یادم باشد در هنگامی که تنگ دست بودم ، بتوانم معنای عیش و مستی را بدانم و به کار ببرم
و از این کیمیای هستی ،به گنج قارون برسم .




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

غزل شماره 4 حافظ- صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

بیتی در این غزل هست که می گوید :

به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر 

به بند و دام نگیرند مرغ دانا را 


که بیت زیبایی است و به این موضوع اشاره دارد که با اخلاق نیکو و لطافت به بسیاری از خواسته ها می توان رسید و به روش دام گستردن و فریبکاری ممکن است به خواسته های زود گذر رسید ، اما در بلند مدت جوابگو نخواهد بود.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

غزل شماره ۳ حافظ-اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا

در این غزل بیت زیر را دوست تر میدارم:

 فغان کین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب 

چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغمایی را

حافظ در مصرع اول به صفتی اشاره دارد به نام شوخ شیرین کار که در یکی از سخنرانی های دکتر الهی قمشه ای به نحوه زیبایی به کار رفته بود. 

در مصرع دوم به نظر میاد حافظ به شدت دل بی قراری داشته. به نحوی که اون رو به غارت خوان یغما توسط ترکان اشاره کرده.

در مصرع دیگه ای می فرمایند: 

به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

که من رو یاد این تجربه میاندازه که اکثر زیبارویانی که دیده ام خود زیبا بوده اند و نه به ضرب پنکیک و رژ لب و مداد و خودکار. 


 حافظ در باب موسیقی و راز دهر نگشودن می گوید:


حدیث  از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو. 

 که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

غزل شماره یک حافظ- الا یا ایها الساقی

اولین غزل حافظ را  بارها خوانده ام 

احتمالا شما هم بسیار خوانده باشید.

 احتمالا بارها قصد کرده باشیم که حافظ را از ابتدا تا پایان بخوانیم و هر بار در نیمه های راه به بهانه ای یا فراموش کرده ایم یا آن لذت و کشش و شوق اولیه را نداشته ایم .

 اما این بار با ابزار وبلاگ نویسی خوشبینم که بتوانم تا آنجا که می توانم غزل های حافظ را بخوانم و نظرات خودم را بگویم.
در مصرع اول داریم :

الا یا ایها الساقی ادرکاسا ونا ولها 

 به معنای این است که ای ساقی پیمانه ای به گردش دراور و بر ما بپیمای


خب در اولین بیت مصرع معروف "که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها" رو داریم.

که این بیت در بسیاری از مواقع در مسیر زندگی الهام بخش من بوده و زمانی که با شوق و ذوق فراوان چیزی رو طلب کردم یه صدای آهسته هم همراه اون توی ذهنم نجوا میشده که ببین این مسیر شاید ظاهری فریبا داشته باشه اما فراز و نشیب خاص خودش رو هم خواهد داشت.


خب در بیت های بعدی این مصرع حس خوبی رو به من میده :

ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاده در دل ها



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰